دنــــا سرزمین جاودانگی هاست و آشیانه سیمرغ،دستانمان را می گیرد و ما را در آغوش خویش می فشرد.
نفسهایش نسیم آسا از فراز قله ها می وزد و جانمان را تازه می کند و اشکهایش در چشمه ها و رودها،پاهای خسته و غبارآلودمان را می شوید،اندوهمان را در آغوشش فرو می ریزیم و جوهر زندگی را که شادی است در بوسه هایی که بر پیکرش می زنیم،می چشیم.
پاهای مصممان بر سنگریزه هایش،پستی ها و بلندی های زمین را می آموزد و بلندای ستبرش معنای انسان ماندن را می آموزد.
دنــــا،مادری است با 70 میلیون سال عمر که همه عمرهای ما در برابرش،فقط یک لحظه است و چه شگفت است رودررویی و برابری این یک لحظه با آن جاودانگی.

چه کسی است که از این دیدار،نلرزد و به خود نیاید و در نیابد که :

دنــــا سرزمین موعود است!!،      دنــــا خــود ماســـت